نابرابری جنسی در ایران: فرادستی و فرودستی در زبان
بررسی عوامل موثر بر زبان از بعد جنسیت و به طور کلی رابطه میان زبان و قدرت، موضوع مورد بحث در این پژوهش است .مولف با طرح سه پرسش اساسی، مسئله ارتباط میان زبان و قدرت را مطرح کرده به هر یک از آنها پاسخ دهد .
این پرسشها عبارت اند از ۱ : آیا در زبان فارسی نابرابری جنسیتی وجود دارد؟ ۲ در صورت پاسخ مثبت به پرسش نخست، عوامل موثر بر آن کدامند؟، ۳ آیا میتوان با اصلاح زبان به اصلاح اجتماع دست زد؟ مولف بیش از ۵۰۰داده را از زبان فارسی گردآوری و تجزیه و تحلیل نموده که هر یک بازتابی از تبعیض موجود در زبان فارسی بودند .
یافتههای نگارنده نشان میدهد ه در کلیه دادههای جمعآوری شده، این زنان بودهاند که مورد فرو دست انگاری قرار گرفتهاند .به عبارت دیگر هیچ دادهای یافت نشد که در آن، نابرابری زبانی به زیان زنان و جنسیت مونث نباشد .”
از پیشگفتار:
هرگز در این شک مکن که گروه کوچکی از شهروندان متعهد و اندیشمند می توانند دنیا را تغییر دهند زیرا این تنها دلیلی است که جهان تغییر کرده است.
مارگارت مید
زبان شناسی اجتماعی یکی از میان رشته های بسیار کارآمد و جذاب در حوزه مطالعات زبانی به ویژه در بررسیهای مربوط به رابطه زبان و جنسیت است که متاسفانه در ایران کمتر به آن توجه شده است. به عبارت دیگر یکی از مباحثی که در پژوهشهای زبان شناختی ایران بسیار مورد بی مهری قرار گرفته است، بررسی عوامل موثر بر زبان از بُعد جنسیت است. در واقع کارهای بسیار محدودی هم که در این زمینه صورت گرفته است، عمدتاً با توجه به دیدگاه تفاوت بوده و صرفاً بر پایه تفاوتهای کلامی از دیدگاهی صرفاً زبان شناختی انجام شده است. از این رو، بسیاری از مشکلات زبانی موجود از این منظر به صورت نهفته تداوم یافته است زیرا هیچ کوشش جدی در جهت شناخت حدود مشکل و مسئله صورت نگرفته است. از سوی دیگر به نظر می رسد تا به هیچ گونه سیاست زبانی خاصی با توجه به بعد جنسیتی زبان در این مرز و بوم صورت نپذیرفته است…